مرتضى مطهرى
812
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
قبيلهها قرار داديم براى اينكه تعارف پيدا كنيد . اولًا در اين صورت آيا لِتَعارَفُوا علت است فقط براى جملهء دوم يا براى هردو جمله ؟ اگر معنى جملهء اول اين باشد ، لِتَعارَفُوا هم به هر دو جمله برمىگردد ، آنوقت معنايش اين است : ما شما را نر و ماده آفريديم و شعبه شعبه و قبيله قبيله ، همهء اينها براى بازشناسى يكديگر است ؛ يعنى علت اختلاف جنسيت هم تعارف و بازشناسى است ، با اينكه قطعاً علت اختلاف جنسيت اين نيست ، چيز ديگر است . از اين بالاتر اينكه مفهوم آيه اين است : به افراد مىگويد كه اين شعبه شعبه [ بودن ] يعنى انتساب شما به شَعبها و به قبيلهها ناظر به اين مطلب است ؛ نه خطاب به ملتهاست . نمىگويداى ملتها واى قبيلهها ما شما را مختلف آفريدهايم به اين دليل ، بلكه مىگويداى افراد انسان اين شعبه شعبه بودن و قبيله قبيله بودن و انتساب به ملتها و به قبيلهها يعنى انتساب افراد به ملتها و به قبيلهها براى تفاخر نيست ، براى تعارف و بازشناسى افراد از يكديگر است ، چطور ؟ آقاى طباطبايى به همين آيه استدلال كردهاند ، گفتهاند اين آيه ناظر به اين است كه انسان اجتماعى بالطبع است ؛ مىخواهد بفرمايد اگر هيچ اختلافى در ميان انسانها نمىبود و از همه جهت [ يكسان بودند ، ] يكرنگ ، يك شكل ، يك زبان و يك اصل آفريده مىشدند ، افراد نمىتوانستند يكديگر را بازشناسى كنند و در نتيجه نمىتوانستند با يكديگر رابطهء اجتماعى داشته باشند . يكى از شرايط زندگى اجتماعى شناسايى افراد است يكديگر را ، و شرط شناسايى افراد يكديگر را اختلاف افراد است كه از نظر شناسنامهاى با يكديگر اختلاف داشته باشند . ( تعبير « شناسنامه » را من مىگويم ، شناسنامهء معهود را نمىخواهم بگويم . ) اگر همهء افراد ، يك شكل ، يكرنگ و بدون وابستگى به يك نسب معين باشند ، همهء افراد مانند بوتههاى اطراف يك جوى از كنار يك جوى سبز بشوند ، همهء افراد مثل استكانهاى يك كارخانه از يك كارخانه بيرون بيايند ، انسان اگر يك روز هم با يكى از اينها بسر ببرد ، بعد كه او برود و يكى ديگر بيايد ، نمىداند اين همان است يا آن نيست . قرآن در جاهاى ديگر هم گفته : اختلاف رنگها ، اختلاف زبانها ، اختلاف نژادها ، وابستگيها به ملتهاى مختلف ، تنها حكمتش اين است كه به اين وسيله انسانها يكديگر را شناسايى مىكنند ، يك نوع شناسنامه است . مثل نامگذارى است . مثلًا آقاى حسين آقا . كدام حسين آقا ؟ حسين آقاى كجايى . علامت ديگرش چيست ؟ آن كه آدم سفيدپوستى است ، آدم بلندقدى است . يا در مقياسهاى بين المللى : آن اروپايى ، آن فرانسوى ، آن آمريكايى ، آن آفريقايى ، آن ايرانى ، آن عرب ، آن مصرى . قرآن مىگويد اين انتساباتى كه شما داريد ( انتساب به ملتها ، انتساب به قبيلهها ) آن ارزش و حكمتى كه دارد در حد اين است كه انسانها يكديگر را بشناسند و بتوانند با يكديگر رابطه داشته باشند . آيه اين مطلب را مىگويد نه اينكه خطاب به ملتها و قبيلهها مىكند . اگر اينجور باشد پس قبيلهها را هم اسلام مىگويد بايد باقى بماند ، چون تنها به ملتها كه نگفته . بايد بگوييم كه اسلام